بازگشت به صفحه نخست

 

        داستان


- هزار تو -

- ها؟

- کانال هزار رو بزار...ادامه داستان


- ابرگوه -

بار اول که اسمش بر سر زبان‌ها افتاد نقاشیش روی جلد مجله هنر چاپ شده بود. گویا خودش را نقاشی کرده بود. روی سوراخ لگن مستراح کون به دوربین از خودش عکس گرفته بود و از روی آن نقاشی کرده بود...ادامه داستان


- دکل -

زیر بغلم یک پاکت نان تازه گرفته ام...این پا آن پا می‌کنم تا از روی جوهای کوچک آب که بعد از باران توی چاله‌های آسفالت کوچه جمع شده بپرم...نگران اینکه نکند لباس تازه ام گلی شود...ادامه داستان


آرشیو (In reverse chronological order)

 

داستان های کوتاه:

- هزار تو

- Chanel No. 5

- قارچ

- ابرگوه

- دکل

- بن بست

- سگ

- Isexuality: The Narcissism of an Enlightened Erotic

- نگاهی به یک احساس از سه سوراخ هم مرکز

- خایه

- پلات

- کافه

- کاسه دستشویی

- باتلاق

- آنطرف

- گفتگو

- باران سیاه

- عملیات انتحاری

- تب

- PSYCLONE

- کمدی الهی

- یادداشت های پراکنده برای مرگ

- مثل گر به ای در روزی آفتابی و سرد

- فضانورد تنها

- دختری که شهوت را کشت

- یک روز خواهی پرسید

 - نسل سوخته

- کنسرو لوبیا

 

داستانهای نیمه بلند:

- سال نو مبارک رفیق

- وقایع نگاری یک هوس

 

 

  مکاتبه با خشت زن

 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

   

 


داستان     |     شعر     |     کارهای دیگر     |     پروانه